|
|
|
|
|
تــــــــــــــــاریــــــــــــــــــــــــخ ایــــــــــــــــران و تـــــــــــــــــــــــــــــــــاریـــــــــــــــــــــــخ اسلام |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 16:45 توسط محمد جواد وفامهر
|
|
||
|
|
|
|
|
نمای تخت جمشید.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 16:54 توسط محمد جواد وفامهر
|
|
||
|
|
|
|
|
قدیمیترین بخش تخت جمشید بر پایهٔ یافتههای باستانشناسی مربوط به سال ۵۱۸ پیش از میلاد[۱۰] است.[۱۵] آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمدهاست ساخت تخت جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت یا میترا یا مهر و در زمان داریوش بزرگ آغاز گردید و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت. بر اساس خشتنوشتههای کشف شده در تخت جمشید در ساخت این بنای با شکوه معماران، هنرمندان، استادکاران، کارگران، زنان و مردان بیشماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمهٔ کارگری نیز استفاده میکردند. ساخت این مجموعهٔ بزرگ و زیبا بنا به روایتی ۱۲۰ سال به طول انجامید.[۳]
یکی از هنرهای معماری در تخت جمشید این است که نسبت ارتفاع سر درها به عرض آنها و همین طور نسبت ارتفاع ستونها به فاصلهٔ بین دو ستون نسبت طلایی است. نسبت طلایی نسبت مهمی در هندسه است که در طبیعت وجود دارد. این نشانگر هنر ابرانیان باستان در معماری است.[۳] آرایش نقوشمعماران و هنرمندانی که در ساخت تخت جمشید نقش داشتند، نقشها را از سه طریق میآراستند. یکی چسباندن فلزهای گرانبها به صورت رویهٔ تاج، گوشوار، طوق، یاره و نظایر آن به اصل نقش و توسط سوراخهایی که در دو طرف شی مورد نظر برای گوهرنشانی میکندند. دوم نگاریدن و نقر کردن تزئینات اصلی لباس، تاج و کلاه با سوزن، به نحوی بسیار ظریف که نمونهٔ آن بر درگاههای کاخ داریوش (تچر) و حرمسرا وجود دارد. سوم رنگآمیزی، که نمونههایی از آن در کاخ سه دری و صد ستون موجود است.[۱۶] |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 16:51 توسط محمد جواد وفامهر
|
|
||
|
|
|
||||
|
نام تخت جمشید در زمان ساخت «پارسَه»[۶] به معنای «شهر پارسیان» بود. یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسهشهر») خواندهاند. در فارسی معاصر این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطورهای ایران مینامند. در شاهنامه فردوسی آمدهاست:
صدها سال پس از حمله اسکندر و اعراب و در زمانی که یاد و خاطره پادشاهان هخامنشی فراموش شده بود، مردمی که از نزدیکی خرابههای پارسه عبور میکردند، تصاویر حکاکی شدهٔ تخت شاهی را میدیدند که روی دست مردم بلند شدهاست و از آنجا که نمیتوانستند خط میخی کتیبههای حک شده روی سنگها را بخوانند، میپنداشتند که این همان اورنگ جمشید است که فردوسی در شاهنامه خود از آن یاد کردهاست. به همین خاطر نام این مکان را تخت جمشید نهادند. بعدها که باستانشناسان توانستند خط میخی کتیبه را ترجمه کنند، متوجه شدند که نام اصلی آن پارسه بودهاست.[۳] |
|||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 16:48 توسط محمد جواد وفامهر
|
|
|||||
|
|
|
|
|
پس ازیک سال دوباره کاررا آغاز میکنیم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 16:47 توسط محمد جواد وفامهر
|
|
||
|
|
|
|
|
یا ابا عبدالله الحسین(ع) وای وای وای وای وای....
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 18:28 توسط محمد جواد وفامهر
|
|
||
|
|
|
|
|
یا علمدار کربلا
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 18:20 توسط محمد جواد وفامهر
|
|
||
|
|
|
|||||||||||
|
خلافت بني اميه در دمشق
معاويه با تاسيس سلسله اموي , خلافت را به سلطنت تبديل مي کند. معاويه پس از پذيرفتن تمام شرايط امام حسن (ع) در سال 41 هجري به خلافت رسيد. اما شرايط صلح را در فرصت بسيار کوتاهي ناديده گرفت و ظلم و ستم به شيعيان را در پيش گرفت و با اين اقدامات مسلمين دانستند که او چگونه حاکمي است و عدم اطاعت از امام حسن (ع) چه نتايجي دارد. پس از مدتي معاويه حضرت امام حسن را بدليل مخالفت با نظرات او و رسيدن به اهداف شومش با سم به شهادت رساند. و پس از شهادت آن حضرت , روز به روز بر ميزان ستمکاري و اذيت مسلمين افزود. او بيت المال را ميان طرفداران و بستگان خود تقسيم ميکرد و در دمشق دربار پادشاهي براي خود بوجود آورد و در آخر نيز فرزندش يزيدرا به جانشيني خود برگزيد و مخالفت امام حسين (ع) , امام سوم شيعيان را برانگيخت.
حکومت يزيد و قيام امام حسين (ع) در سال 60 هجري يزيد پس از مرگ پدر به جاي او نشست. و امام حسين (ع) با او که مردي فاسد و شراب خوار و صد در صد مخالف اسلام بود به مخالفت بر خاست. يزيد در ابتداي حکومت خود , از حاکم مدينه خواست تا از امام حسين بيعت بگيرد و در غير اينصورت او را بکشد و حاکم مدينه نيز در صدد اجراي دستور بر آمد. اما امام حسين از مدينه به مکه مهاجرت کرده و خانواده خود را نيز به همراه برد . از طرفي مردم کوفه نيز با انتشار خبر مرگ معاويه و مخالفت امام حسين با يزيد , از او خواستند تا به سمت کوفه حرکت کند و به عراق برود. امام حسين (ع) پسر عموي خود مسلم بن عقيل را به کوفه فرستاد تا مقدمات قيام عليه يزيد را فراهم کند 18 هزار نفر از مردم کوفه با او بيعت کردند. اما پس از آگاهي يزيد از اين ماجرا , در صدد برآمد تا با فرستادن فرمانده حيله گر و بي رحم به نام عبيدالله بن زياد به کوفه , مردم را بترساند و آنان را از اطراف مسلم براند و در نهايت نيز به مقصود خود رسيد و مردم را تنها گذاشتند. عبيدالله نيز مسلم را به شهادت رساند. اما مسلم نيز پس از بيعت مردم کوفه , با فرستادن نامه اي از امام حسين خواست تا به عراق بيايد . امام نيز با خوانواده خود و يارانش به سوي عراق حرکت کرد اما در ميان راه از خيانت مردم و شهادت مسلم مطلع شد . عبيدالله نيز شخصي را به نام حر مامور کرد تا امام حسين و يارانش را زير نظر داشته باشد. عبيدالله پس از مدتي عمر بن سعد را با سي هزار سرباز به صحراي کربلا فرستاد و از او خواست تا در برابر بدست آوردن حکومت ري , امام حسين را به شهادت برساند. به همين دليل عمر براي رسيدن به حکومت ري که از شهرهاي مهم ايران بود , آب را بر امام حسين و خاندان و يارانش بست و هر چه امام حسين کوشيد تا با سخنهايش آنان را نصيحت کند , نپذيرفتند.
سال 61 هجري و واقعه جان گداز عاشورا جنگ ميان امام حسين و 72 تن از ياران با وفايش با سپاهيان عمربن سعد در روز دهم محرم (عاشورا) آغاز شد و حر نيز در آغاز جنگ پس از شنيدن سخنان امام حسين به ياران او پيوست و پس از جنگ با دشمنان به شهادت رسيد . جنگ در روز عاشورا از صبح تا ظهر به طول انجاميد و تمام ياران حضرت که براي زنده نگه داشتن اسلام دلاورانه جنگيده بودند به شهادت رسيدند. در واقعه کربلا , امام حسين , برادرش حضرت عباس , فرزندش علي اکبر و حتي فرزند شيرخواره اش علي اصغر و تمام يارانش را در راه خدا از دست داد و يکه و تنها به سپاه دشمن حمله ور شد . سپاهيان يزيد پس از مشاهده شجاعت و دلاوري امام حسين پا به فرار گذاشتند و پس از دادن کشته هاي بسيار او را به شهادت رساندند . امام حسين که مظهر شجاعت و ايثار و سرور شهيدان اسلام است, با تحمل مصيبتهاي فراوان و ايثار خون خود , به همگان درس آزادگي و شجاعت آموخت تا اسلام زنده بماند. سپاهيان يزيد پس از شهادت امام حسين , تمامي فرزندان و خانواده آن حضرت از جمله علي بن الحسينامام چهارم شيعيان که در بستر بيماري بود به اسارت گرفتند و به شام فرستادند. يزيد که شهادت امام حسين را پيروزي بني اميه بر خاندان پيامبر مي دانست بسيار خوشحال بود اما پس از شنيدن خطبه هاي کوبنده حضرت زينب (س) و امام سجاد (ع) در دمشق و دربارگاه خود بسيار غمزده و خشمناک گرديد. آنان با ايراد سخنراني کوبنده , حقيقت واقعه کربلا و چهره واقعي حکومت يزيد و خاندانش را روشن کردند و مسلمانان از ظلم و ستم بني اميه آگاه شده و در عراق و ايران و مکه و مدينه به مخالفت آنان برخاستند.
حکومت ظالمانه بني اميه و قيام هاي مسلمانان مسلمانان و بخصوص شيعيان از آزار و اذيت معاويه , يزيد و جانشينانش که افرادي ظالم و ستمکار بوده و مخالف اسلام بودند به ستوه آمده بودند و قيام بسياري را عليه حکومت بني اميه ترتيب دادند و اين قيامها پايه هاي حکومت بني اميه سست کرد . اما آنان نيز بر آزار و اذيت مسلمانان افزودند و حتي امام چهارم را نيز به شهادت رساندند. حجاج بن يوسف ,مامور بي رحم معاويه , فرماندار و حاکم ايران و عراق بود و از کوفه ( مرکز حکومت خود ) فرمانرواياني را براي اداره نواحي مختلف ايران اعزام ميکرد . او در دوران حکومت خود بسياري از مردم حق طلب و خصوصا شيعيان را يا به زندان انداخته بود و يا به شهادت رسانده بود . و با گرفتن ماليت هاي گذاف ايرانيان را نيز بسيار مي آزرد . اما عليرغم دشمني حجاج و بني اميه با مسلمانان و خوصوصا خاندان پيامبر , تعداد شيعيان روز به روز اضافه مي شد و در نهايت , به دليل ستمگري و فساد بني اميه , مسلمانان بر عليه آنها بر خاستند و در ميان رهبران آنان ابو مسلم خراساني که با او طرفداري خاندان پيامبر , عده زيادي را در اطراف خود جمع کرده بود , به جنگ با آنان پرداخت و خليفه اموي مروان حمار را شکست داد و با کشته شدن مروان ,سلسله بني اميه در 132 هجري منقرض گرديد .
علل سقوط بني اميه علل سقوط بني اميه به 4 دسته تقسيم مي شود : 1- قيام امام حسين (ع) و شهادت ايشان که امويان را رسوا ساخت و چهره ضد اسلامي آنان را آشکار کرد . ( مهمترين دليل سقوط ) 2- بني اميه بدليل آنکه حکومت را با زور و حيله غصب کرده بودند و بر خلاف اسلام نيز عمل ميکردند , مخالفت و قيام پي در پي مسلمين را بر مي انگيختند. 3- در ميان مخالفان بني اميه , نه تنها مردم غير عرب , بلکه بسياري از اعراب هم مخالف آنان بودند. چون بني اميه نژاد پرست , غير اعراب را تحقير کرده و به منظور طرفداري از بعضي قبايل , قبايل ديگر را تحريک ميکردند. 4- از آنجايي که قلمرو بني اميه بسيار وسيع بود , آنها کنترل خود را بر نواحي دور دست از دست دادند و نتوانستند مستقيما بر اين نواحي نظارت کنند و در نتيجه قيامهايي از اين نواحي نيز صورت ميگرفت.
|
||||||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه پنجم آذر 1389ساعت 10:8 توسط محمد جواد وفامهر
|
|
||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم آذر 1389ساعت 14:55 توسط محمد جواد وفامهر
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 15:2 توسط محمد جواد وفامهر
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||